میگم:به نظر من بهتره ساختار /فرد را یه پیوستار در نظر بگیریم و به تناسب جای جوامع مختلف رو روش مشخص کنیم .مثلا در ایران ساختار ها قدرت زیادتری از فرد دارد و انقدر هم این ساختار سخت است که هیچ فردی در مقابلش نمیتواند (نه این که نخواهد) قد علم کند .یعنی این ساختار ظرفیت این که کنشگری بخواهد در برابرش بایستد را ندارد . چون هزینه ایستادن در مقابل ساختار ها اینه که از بخ ریشه ات را میزنند . اما اگر کمی انعطاف پذیر تر باشند هزینه ای را میدهیم اما نه این که نابود شویم .
کلاس با بحث نیمه تمام میشد.
--------------------------
نیم ساعت بعد-سلف دانشگاه
یکی از بچه هایی که خودش تا دیروز از بالا تا پایین ساختار سیاسی را با فحش میشسته با طلبکاری تمام میگوید : برای چی از فشار ساختاری و ساختار توی کلاس حرف میزنی . اصلا استاد برای چی به شما ها اینقد رو میده که از ساختار حرف بزنین. من و بچه های کلاس از حرف های تو خیلی ناراحت شدیم . ما درسته رئیس جمهورمون رو قبول نداریم اما رهبرمون رو قبول داریم.دارم بهت میگم دیگه انجوری حرف نزن وگرنه برات بد میشه (حالا نه تا حالا بد نشده!!! و مثلا با من مدارا کرده اند !!)
چیزی نمیگم .. میرم ..دارم فکر میکنم کجای حرفم توهین بود .... نمیفهمم .. حالم گرفته میشود از شدت ادم های گاگولی که کنارم هستن ...
شب به این نتیجه میرسم :بعضی ادم ها گه خوری زیادی میکنند ... بعضی ادم ها عقده خود که که بینی دارند ... بعضی ادم ها ....اصلا ادم نیستند ...
پ.ن:ملون بودن ادم های اطرافت احساس امنیت رو از بین میبرد